ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

حتی ایلیا هم فهمیده میتونه راحت با احساسات من بازی کنه.

1393/12/1 10:09
نویسنده : مامان ایلیا.
673 بازدید
اشتراک گذاری

چند روز پیش داشتم آماده می شدم که برم سرکار تو هم توی اتاقت داشتی بازی می کردی.

از توی اتاقت داد زدی(مامان خیلی خوشحالم).منم ک از خوشحالی تو خوشحال تر شده بودم گفتم واسه چی پسرم؟

گفتی:چون نمیخای بری سر کار.و من دوباره موندم که بین دوراهی سرکار رفتن مامان خونه و نرفتن به سرکار کدوم رو انتخاب کنم.

البته توی این مواقع بهترین تصمیمی که میشه گرفت اینه که اصلا ب سوال فکر نکنی و خودت رو با یه چیز دیگه سرگرم کنی.

داشتم سوال رو فراموش می کردم  که دوباره از توی اتاقت جمله ی قبل رو تکرار  کردی.

منم گفتم باشه پسرم ولی فایده ای نداشت.دوباره تکرار تکرار تکرار.

مثل اینکه دست منو خونده بودی.البته توی این زمینه خیلی تبحر داری.

یه سوال:

تو که می دونستی دارم میرم سر کار چرا میگفتی خوشحالم که نمیخوای بری سرکار؟

پسندها (1)

نظرات (1)

ايليا جون
4 بهمن 94 9:08
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد